محمد يوسف حريرى
172
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
و مشروط است بر اينكه شخص تا آخر عمرش در ايمان و عمل ثابت بماند ( مجمع البيان - قاموس قرآن ) سارا وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ ( هود - 11 ) يا ساره نام همسر حضرت ابراهيم پيغمبر عليه السّلام است كه قرآن مجيد بدون ذكر نام از وى ياد فرموده است . او در پيرى صاحب فرزند ( حضرت اسحاق عليه السّلام ) شد و گفتهاند صد و بيست و هفت سال زندگى كرد و در سرزمين كنعان بمرد و در همان جا دفن گرديد . ساعت به معناى مطلق وقت و وقت مرگ و قيامت در قرآن مجيد ذكر شده است : 1 . لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ ( اعراف - 34 ) 2 . قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ ( انعام - 40 ) 3 . وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ ( روم - 55 ) تعبير به ساعت از روز قيامت يا به خاطر آن است كه قيامت در يك لحظهء ناگهانى برپا مىشود و يا از اين جهت است كه بسرعت اعمال بندگان مورد حساب قرار مىگيرد ، زيرا خداوند سريع الحساب است . ( تفسير نمونه ) ساعت عسرة لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ ( توبه - 117 ) تعبيرى از جنگ تبوك است كه مسلمين در آن جنگ در فشار و زحمت بودند . شدت گرماى تابستان ، فشار خشكسالى ، مسافت طولانى ميان مدينه و تبوك ، فصل جمعآورى محصول ، قلت مركب و آذوقه ، دشمنى قدرتمند چون روم شرقى ، ولى با اين وجود مسلمين مشكلات را تحمل كردند ( تفسير نمونه ) . ساعت قريب اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِيزانَ وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ ( شورى - 17 ) از حضرت امام صادق عليه السّلام نقل شده كه منظور وقت ظهور قائم است ( بحار الانوار ، ج 13 ، ص 273 ) ساعت قيامت ( قرآن ترجمهء الهى قمشهاى - تفسير نمونه ) سأل - سورهء سأل سامرى ( م ) قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ( طه - 95 ) شخصى يهودى كه قرآن مجيد سه بار از او ( در سورهء طه آيههاى 85 و 87 و 95 ) ياد فرموده است . اين شخص در غيبت حضرت موسى عليه السّلام كه براى گرفتن تورات به مدت چهل روز به كوه طور رفته بود مجسمهاى به صورت گوسالهاى كه از آن بانگى برمىخاست بساخت و خدا معرفى كرد . حضرت موسى عليه السّلام وقتى برگشت از اين رخداده خشمگين شد و سامرى را به كيفر « لامساس » رسانيد . نام سامرى را موسى بن ظفر ( يا « طلف » ) نوشتهاند اما در اينكه وجه تسميهء سامرى چيست نقلها مختلف است . برخى سامرى را منسوب به شهر سامره ( شهر مشهور فلسطين وسطى ) ذكر كردهاند ( ولى برخى اين نسبت را نادرست دانستند و گفتند سامره در آن زمان اصلا وجود نداشت ) . برخى سامرى را لقبى برابر مرتد مىدانند و مىگويند سامريان را به